نقد فیلم کامیون

فیلم کامیون، فیملی موقعیت­ محور و در ژانر سفربود اما حیف که مخاطب را به مقصد نرساند.

ایده­ ای که در نطفه خفه شد

فیلم کامیون، فیملی موقعیت­ محور و در ژانر سفربود اما حیف که مخاطب را به مقصد نرساند.

فیلم کامیون بلحاظ کارگردانی، فیلم شلخته ­ای بود  و در  نوع فیلمبرداری هیچ جذابیت بصری بکار نرفته بود و در بیشتر صحنه ها میزانسن­ و قاب­بندی­ ها خنثی­ بود.

سیاست فرامتنی

فیلم تا نیم ساعت اول عملا شروع نشده بود و مقدمات آزاردهنده و بی ربط به موقعیت دراماتیک داستان، مدام نشان داده می­ شد. یا باید داعش نشان داده نشود و اگر قرار است ما در فیلم داعش را در مدیوم تصویر ببینیم با نشان دادن چندتا جنازه و پرچم و کشتن چند نفر، راه به جایی نمی­ رسد. مخاطب نمی­ خواهد کلیپ ببیند بلکه قرار است یک فیلم داستانی بلند تماشا کند. آشکارا معلوم بود که این بخش از فیلم به خاطر برخی سیاستهای فرامتنی، بعداً به فیلم الصاق شده است. امروزه نیاز نیست همه مسائل از ابتدا و به همراه جزئیات به مخاطب نشان داده شود. بلکه باید به صورت پرس شده و کدوار در اختیار مخاطب قرار گیرد تا هم ذهن مخاطب درگیر شود و هم از ملال آور شدن فیلم جلوگیری شود.

موقعیتهای خنثی

ما در فیلم همفسر شدن دو شخصیت کاملا متضاد یعنی راننده کامیون ایرانی و زن کرد ایزدی اهل عراق را می­ بینیم که براحتی می­ توانست موقعیتهای بهتری خلق شود که فیلمساز ازاین تضاد شخصیتی خیلی ساده و سطحی عبور کرده بود. مخاصب در فیلم داستانی سینمایی می­ خواهد تنش ها و درگیری دراماتیک داستانی را مشاهده کند نه اینکه منتظر بماند موقعیت­های خنثی در حین رانندگی از عراق تا تهران را پشت سر بگذارد و بعد آرام آرام داستان اصلی، بعد از نیمه فیلم شروع شود. در ادامه حتی موقعیتهایی که در تهران شکل می­گ یرد، به پیشبرد داستان کمکی نمی­ کند. براحتی می­ توانست بیشتر از نصف این موقعیتها حذف شود و نصف دیگری دوباره به داستان اضافه شود و این، از هوشمندانه نبودن و عدم چینش منطقی موقعیتها حکایت می­ کند. چراکه مخاطب باید با هرموقعیت جدید، پازل شخصیتی بروژ ( شوهر زن ایزدی) رفته رفته برایش تکمیل می­ شد. حتی در صحنه­ای که وسایل  داخل ساک بروژ را زمین می­ ریزند، هیچ زاویه شخصیتی بروژ پراخت نمی­ شود و باز در همان سطح باقی می­ ماند. چون داستان دو طرف اصلی دارد؛ اولی زن کرد عراقی و راننده و طرف دیگر شوهر این زن یعنی بروژ، که باید طرف اول رفته رفته پازل طرف دوم را تکمیل می­کرد که متاسفانه باز در همان اشاره­های عادی و سطحی درجا می­زد و این باعث می­شد مخاطب کاملاً طرف دوم ماجرا را رها کند و هیچ احساس و دغدغه ای برای پی بردن به فضا و موقعیت طرف دوم نداشته باشد.

خارج از قاب

در ضمن سکانس تصادف کامیون با ماشین نیکی کریمی کاملا به ضرر فیلم بود. بازی مصنوعی و دیالوگ نیکی کریمی به زن ایزدی که «داعشی­ها با شما چه کرده»، بنوعی در فیلم فاجعه بود که بیش از حد گل درشت و تصنعی بود و یا صحنه چاقو درآوردن برادر کوچک زن ایزدی در سر سفره شام به خاطر غیرتی بودنش، بیشتر به شوخی شبیه بود تا بخشی از داستان فیلم.

در پایان اگر فیلمساز در موقعیتهای متضاد شخصیتی، فرهنگی و اعتقادی بین زن کرد عراقی و راننده کامیون پرداخت بیشتری انجام می­داد، قطعاً فیلم سیر صعودی را طی می­کرد نه اینکه مخاطب بخواهد به سرعت از فیلم کامیون پیاده شود و فیلم کامیون بدون مخاطب راهی مقصد نامعلومی شود.

مهدی امینی
 

افزودن دیدگاه جدید