نقد فیلم لاتاری

فیلمی گلیشه پسند اما مقطعی و دارای تاریخ مصرف فوری

درگیشه ماندن

گیشه پسند بودن فیلم، ضعف فیلم بحساب نمی­ آید بلکه صرفاً در گلیشه ماندن باعث ضعف فیلم می­ گردد. جسارت دوباره فیلمساز درباره انتخاب موضوع قابل تحسین است. اما این جسارت به تنهایی نمی ­تواند فیلم را نجات دهد. انتخاب موضوع پرملتهب­ برای استارت داستان مهم است ولی برای  ادامه، ژرف­ تر شدن و منسجم­ تر داستان امری ضروری است. که متاسفانه در این فیلم، مخاطب شاهد ماجرایی ژرف و منسجمی نیست.

دوپاره­ های ازهم جدا

یکی از آسیب های جدی فیلم دوپاره بودن فیلم است، در نیمه اول شاهد ماجرایی عاشقانه هستیم و در نیمه دوم، عوامل پشت پرده خودکشی نوشین در کشور دبی را دنبال می­ کنیم. افسوس که دو نیمه نتوانسته بودند همدیگر را تکمیل کنند و شاهد ماجرایی بودیم که در سطح پرسه می­زد. بنظر نگارنده، نیمه اول فیلم یا همان عاشقانه فیلم، کاملا اضافی و کلیشه­ ای بود. چراکه بارها و بارها در فیلم های مختلف، شبیه این موقعیت و ماجرا را مخاطب دیده بودیم و لزومی نداشت دوباره با همان کلیشه و مختصات (پسر قشر متوسط به پایین و دختری که دوستش دارد؛ پدری که به خاطر مشکلات مالی ورشکسته شده و فرد دیگری از راه می رسد و برای دختر نقشه می­ کشد) ظاهر شود. ضربه دیگر به پیکره اصلی فیلم، نیمه دوم فیلم لاتاری است که مسئله به آن بزرگی یعنی دفاع از ناموس و نشان دادن غیرت و ایستادن پای ارزش­های اخلاقی، نتوانسته بود به صورت منطقی و عمیق نشان داده شود. شخصیت های تیپ­ وار و دیالوگهای سنگین و شبه بیانیه سیاسی، راه تنفسی داستان فیلم را بر مخاطب تنگ کرده بود.

اگر فیلمساز در فیلمنامه تأمل بیشتری می­کرد. امروزه شاهد یکی فیلم های مؤلف محوری بودیم که دیگر تاریخ مصرف نداشت، قهرمانش لنگ نمی­ زد و می توانست برای مخاطب امروزی الگویی بهتر را رقم زند. اما فیلم در آستانه ماند و مخاطب نتوانست وارد فضای فیلم شود و در آستانه دنیای فیلم، زمین­گیر شد.

نقشه­ کشی­ها در فیلم طوری چیده شده که گویا می­خواهند در منطقه پایین شهری یکی از شهرستانها، عملیات را انجام دهند. خیلی ساده و ابتدایی با با رنگ و بوی دهه شصت و بدون هیچ دردسری سنگر دشمن را فتح می­ کنند. متاسفانه نگاه ساده ­انگارانه فیلمساز جوان به این ماجرا هیچ توجیهی ندارد. یا باید اینگونه صحنه­ ها در دبی نشان داده نشود و یا اگر به تصویر کشیده می­ شود، باید با همه ملزمات و شرایط بسط یابد و نگاه یک طرفه و هیجانی باعث افول داستان، قهرمان و منطق فیلم می شود.

بیانیه نهایی فیلم

من شخصاً با اهمال­ کاری قوه قضائیه، سازمانهای مربوط به امنیت ملی و سایر مجموعه­ ها در رابطه با قاچاق برخی دختران ایرانی به سایر کشورها، با فیلمساز کاملاً همدل هستم؛ اما با یکطرفه کردن ماجرا، بیانیه صادر کردن و در سطح شعار جلو رفتن کاملاً مخالفم و فیلمساز باید تمهیدات جدی تری هم بلحاظ پرداخت داستانی، هنری و غیر مستیم  اتخاذ می­کرد تا همه نتایج نهایی فیلم از دل خود فیلم بیرون می­ آمد. نه اینکه هرجا تصویر و درام داستان الکن باشد، فیلمساز با رنگ و بوی شعار، خلاء های فیلم را بپوشاند.

موسیقی فیلم هم کاملاً جدا از فیلم جلو می­رفت و نوع فرم دوربین مستندوار رودست، برای فضای فیلم، غیرمنطقی بود و نتیاج معکوس و نزولی بر فرایند نهایی فیلم رقم زد.

مهدی امینی

افزودن دیدگاه جدید