خلاصه کتاب مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی

این کتاب محل برخورد و ملاقات سویه‌های گوناگون اندیشه‌های فلسفی، روان‌کاوانه، زیبایی‌شناختی، زبان‌شناختی و نگره‌های سینمایی است

نام کتاب: مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی

نام اصلی: Key concepts in cinema studies

نویسنده: سوزان هیوارد

مترجم: فتاح محمدی

چاپ: اول

سال چاپ: 1381

انتشارات: هزاره سوم

محل نشر: زنجان

تعداد صفحه: 584

 

سوزان هیوارد، استاد مطالعات فرانسه در دانشگاه اکزتر بریتانیا است. کتاب سینمای ملی و لوک بسون از آثار دیگر او هستند. او در این کتاب از مهم ترین مفاهیم، موضوعات، نظریه ها و بنیان‌های نظری و فلسفی مرتبط با فیلم و سینما را در قالب یک فرهنگ توصیفی توضیح داده و تحلیل کرده است؛ ازجمله نگرة مؤلف، روان کاوی، ایدئولوژی، پسامدرنیزم، نظریه فمینیستی فیلم، ژانرهای سینمایی، سینمای هنری، سینمای زیرزمینی، موج نو، نئورئالیزم ایتالیا، فیلم نوار و نشانه شناسی.

این کتاب محل برخورد و ملاقات سویه‌های گوناگون اندیشه‌های فلسفی، روان‌کاوانه، زیبایی‌شناختی، زبان‌شناختی و نگره‌های سینمایی است و سوزان هیوارد برفراز بلندایی که بر آراء و نظریه های متفکرانی چون زیگموند فروید، ژاک لاکان، میشل فوکو، رولن بارت، لورا مالوی و لویی آلتوسر بنا شده است، به فیلم و جهانی که در اوست نگاه و تأمل کرده است.  این کتاب دربارة اصطلاحات عمده حوزه نظری سینما و مروری تاریخی بر ژانرها و جنبش‌های عمده فیلم است.

واژه‌هایی که در این فرهنگ موجز سینمایی تبیین شده‌، عبارتند از:

1.پاراتوس؛ 2. آنامورفیک (عدسی)؛ 3. آوان ـ گارد؛ 4. اجرا؛ 5. اخته‌سازی/گردن‌زنی؛ 6. استعاره؛ 7. اسطوره؛ 8. اغراق؛ 9. اکپرسیونیزم آلمان؛ 10. انطباق خط نگاه؛ 11. انگیزه؛ 12. ایدئولوژی؛ 13. ایهام؛ 14. بازسازی؛ 15. بازنمایی؛ 16. بازیگری روشمند؛ 17. بت‌سازی؛ 18. برجسته‌نمایی؛ 19. برش؛ 20. برش پرشی؛ 21. برش متقاطع؛ 22. برش منطبق؛ 23.برون فکنی؛ 24. برهم نمایی؛ 25. بینا متنیت؛ 26. بیان؛ 27. بی‌خللی؛ 28. بیننده؛ 29. بیننده زن؛ 30. پدرسالاری؛ 31. پساساختارگرایی؛ 32. پسامدرنیزم؛ 33. تدوین تداومی؛ 34. تدوین؛ 35. تصویر؛ 36. تعکیس قرینه؛ 37. تقابل؛ 38. تکرار؛ 39. تمایل جنسی؛ 40. تمهیدهای گذار؛ 41. تنوع؛ 42. جانشینی؛ 43. جنسیت؛ 44. چشم‌چرانی؛ 45. حذف قرینه؛ 46. حضور؛ 47. خشونت؛ 48. خوانش ارجح؛ 49. خیالی؛ 50. درام لباس؛ 51.درزمانی؛ 52. دلالت آشکار؛ 53. دلالت ضمنی؛ 54. دوخت؛ 55. دوخت؛ 56. دوربین ذهنی؛ 57. دیجسیس؛ 58. دیزالو؛ 59. روان‌کاوی؛ 60. روایت؛ 61. رویش؛ 62. رئالیزم؛ 63. رئالیزم اجتماعی؛ 64. رئالیزم شاعرانه‌ی فرانسه؛ 65. زمان و مکان؛ 66. زوم؛ 67. ژانر؛ 68. ساختارزدایی؛ 69. ساختارگرایی؛ 70. ستاره؛ 71. سکانس‌بندی؛ 72. سکانس‌بندی موازی؛ 73. سورئالیزم؛ 74. سوژه؛ 75. سوژه (سوبژکتیویته)؛ 76. سیادت؛ 77. سیر و سلوک ادیپی؛ 78. سینمای آزاد بریتانیا؛ 79. سینمای آلمان؛ 80. سینمای اروپا؛ 81. سینمای رسمی و رایج؛ 82. سینمای زیرزمینی؛ 83. سینمای سوم؛ 84. سینمای سیاه؛ 85. سینمای شوروی؛ 86. سینمای غالب؛ 87. سینمای کلاسیک هالیوود؛ 88. سینمای کوئیر؛ 89. سینمای مخالف‌خوان؛ 90. سینمای مستقل؛ 91. سینمای نوو؛ 92. سینمای نوین آلمان؛ 93. سینمای هنری؛ 94. سینما ـ وریته؛ 95. شفاف؛ 96. شمایل‌نگاری؛ 97. شناخت غلط؛ 98. صحنه؛ 99. صدا؛ 100. صنعت فیلم؛ 101. ضد سینما؛ 102. طبقه؛ 103. طبیعت‌گرایی؛ 104. طبیعی‌سازی؛ 105. طرح و توطئه؛ 106. عاملیت؛ 107. عمق میدان؛ 108. غیاب؛ 109. فاصله‌گذاری؛ 110. فانتزی؛ 111. فراتاب؛ 112. فراتابنده؛ 113. فرازبان؛ 114. فرم؛ 115. فضا و زمان؛ 116. فلاش بک؛ 117. فوتوریزم؛ 118. فوکوس عمیق؛ 119. فید؛ 120. فیلم‌های برادری؛ 121. فیلم‌های تاریخی؛ 122. فیلم‌های جاده‌ای؛ 123. فیلم‌های جنگی؛ 124. فیلم‌های حماسی؛ 125. فیلم‌های خون‌آشامی؛ 126. فیلم‌های درجه ب؛ 127. فیلم‌های زنان؛ 128. فیلم‌های علمی تخیلی؛ 129. فیلم‌های کاراگاه خصوصی؛ 130. فیلم‌های گنگستری؛ 131. فیلم‌های مهیج؛ 132. فیلم‌های فیلم نوار؛ 133. فیلم‌های وحشت؛ 134. قاب‌بندی؛ 135. قانون 30 درجه؛ 136. قانون 180 درجه؛ 137. قواعد و قراردادها؛ 138. قوانین و نقض قوانین؛ 139. کلیشه؛ 140. کمدی؛ 141. گردن‌زنی؛ 142. گروه کایه دو سینما؛ 143. گفتمان؛ 144. لذت بصری؛ 145. لیست سیاه هالیوود؛ 146. ماژرهای هالیوود؛ 147. محتوا؛ 148. مجاز مرسل؛ 149. مخاطب؛ 150. مدرنیزم؛ 151. مستند؛ 152. مشی مؤلف؛ 153. مقاومت؛ 154. مقررات هیس؛ 155. معیارهای کلاسیک؛ 156. ملودرام و فیلم زنان؛ 157. ممیزی؛ 158. موج نو؛ 159. موج نوی بریتانیا؛ 160. موج نوی فرانسه؛ 161. موزیکال؛ 162. موزیکال پشت صحنه‌ای؛ 163. مؤلف؛ 164. مونتاژ؛ 165. مونتاژ شوروی؛ 166. مهیج جنایی؛ 167. مهیج روان‌شناختی؛ 168. مهیج جنایی؛ 169. میزان آبیم؛ 170. میزان سن؛ 171. میل؛ 172. ناهمگاهی؛ 173. نسبت ابعاد؛ 174. نشانه؛ 175. نشانه‌شناسی؛ 176. نظام استودیویی؛ 177. نظریه؛ 178. نظریه فیلم؛ 179. نطریه فمینیستی فیلم؛ 180. نگاه؛ 181. نگاه خیره؛ 182. نظربازی؛ 183. نقطه دید؛ 184. نماها؛ 185. نمای تعقیبی یا ریلی؛ 186. نمای گردونه‌ای؛ 187. نمای زاویه معکوس؛ 188. نمای متحرک؛ 189. نمای نامنطبق؛ 190. نمای نمادین؛ 191. نورپردازی؛ 192. نئورئالیزم؛ 193. نئورئالیزم ایتالیا؛ 194. وحشت جسمانی؛ 195. وحشت گوتیک؛ 196. وحشت همر؛ 197. وساطت؛ 198. وسترن؛ 199. هالیوود؛ 200. همسان پنداری؛ 201. همنشینی؛ 202. هویت.

در ادامه چند نمونه از توضیحات به طور خلاصه بیان می‌شود:

آپاراتوس: امروزه به این معنا است که بیننده درعین‌حال که سازنده فعال معنا است، هنوز هم در موقعیت سوژه قرار دارد، منتها به عنوان عامل متن فیلمیک.

اسطوره: مفهومی کلیدی در نشانه شناسی است و دلالت دارد بر نحوه بازنمایی واقعیت.

بازیگری روشمند: در این روش، بازی کاملا طبیعی هست و بازیگر چنان خویشتن خود را در اندیشه‌ها و عواطف و شخصیت غرق می‌کند که تبدیل به خود آن کارکتر می‌شود

پسامدرنیزم: مفهومی متکثر و مظهر مخالف با مدرنیزم است. زیبایی‌شناسی پسامدرن (چه رسمی و رایج و چه مخالف خوان) بر چهار مفهوم استوار است: وانمودن، پیش‌سازی، بینا متنیت، بریکلاژ.

تدوین تداومی: این سینما حسی از واقعیت را به بیننده می‌‌دهد و آنچه را واقعیتی آرمانی است، به‌عنوان چیزی طبیعی جلوه می‌دهد.

چشم‌چرانی: عبارت است از تماشای فعالیت‌های آدم‌های دیگر بدون اینکه آنها به این کار وقوف داشته باشند. ما پول می‌دهیم و به سینما میرویم، اما به محض اینکه روی صندلی‌های خود مینشینیم در جایگاه یک چشم‌چران قرار می‌گیریم، در جایگاه سوژة ناظری که ماجراهای آدم‌های روی پرده را تماشا می‌کند؛ بدون اینکه آن آدم‌ها خبر داشته باشند که در معرض تماشا هستند.

خوانش ارجح: در سینمای رسمی و رایج تصاوير و فیلم‌ها به‌طور‌کلی به نحوی رمزپردازی می‌شوند که گویی خوانشی ارجح در آنها به ودیعه نهاده شده است. قرار است آنچه را که می‌گویند معنی کنند.

درام لباس: درام لباس را نباید با فیلم‌های تاریخی یا فیلم‌های دوران [period films] اشتباه کرد. داستان درام‌های لباس در یک دوران تاریخی می‌گذرد، اما برخلاف فیلم‌های تاریخی تظاهر به پرداختن به رویدادهای واقعی نمی‌کند. این فیلم‌ها به‌طور‌کلی از طریق استفاده از لباس‌هایی که گویا در آن زمان رایج بوده‌اند، به زمان مورد نظر دلالت می‌کنند.

رئالیزم: اصطلاح رئالیزم، ریشه در آن جنبش ادبی و هنری قرن نوزدهم دارد که در برابر سنت بزرگ ایده‌آلیزم کلاسیک قد علم کرد و به دنبال این بود که زندگی را آنگونه تصویر کند که واقعاً هست. توجه بر زندگی عادی ـ‌زندگی محرومان اجتماع و شرایطی که باید تحمل می‌کردند‌- متمرکز بود. تا آنجا که به دوربین فیلمبرداری مربوط است، درک اینکه چرا دوربین به عنوان یک ابزار طبیعی برای رئالیزم به شمار می‌آید، دشوار نیست، چرا

که آنچه را حی و حاضر است را بازسازی می‌کند. فیلم در مقام سینما، غياب را به حضور تبدیل می‌کند، واقعیت را روی پرده به نمایش می‌گذارد.

ژانر: اصطلاح ژانر قدمتی به اندازة نخستین فیلم‌ها دارد و به‌عنوان شیوه‌ای برای سازماندهی فیلم‌ها مطابق الگو (های شناخته شده)، تلقی می‌شد. اما تا دهة ۱۹۶۰ ژانر به مثابه یک مفهوم مهم در نظریة فیلم آنگلوساکسون طرح نشد، هرچند آندر دبازن منتقد فرانسوی پیش از آن در اشاره به وسترن از آن سخن به میان آورده بود. در آن زمان بحث پیرامون ژانر به این قصد بود که چیز دیگری را جانشین بحث‌های مرتبط با نگرة مولف کنند؛ هرچند در زمان‌های نزدیک‌تر به ما، ژانر و نگرة مولف با هم آشتی کرده‌اند.

ریحانه ولیدآبادی

افزودن دیدگاه جدید