سینمای دینی: بخش دوم

چکیده: برای فهم کامل بسیاری از موضوعات کلامی و فلسفی مرتبط با حوزه‌ی دین نیاز به دانستن مقدمات فراوانی است. شاهد این امر گذراندن دوره‌های مختلف حوزوی و دانشگاهی در برخی زمینه‌‌ها است. چگونه ممکن است فردی درباره یک موضوع دقیق دینی فیلم بسازد؛ ولی تخصص کافی درباره آن نداشته باشد.
سینمای دینی: بخش دوم

توسط: جواد امین ­خندقی

برای بررسی و جمع‌بندی میان سه گونه تعاریف مخاطب‌محور، مؤلف‌محور و متن‌محور، ابتدا از تعریف اول یعنی تعاریف مخاطب‌محور آغاز می‌کنیم. اشکال اساسی تعریفی که برای صدق یا عدم صدق سینمای دینی بر مخاطب تکیه می‌کند این است که هر مخاطبی دارای برخی روحیات، اعتقادات، ویژگی‌های محیطی و... است که همه‌ی این امور در فهم، درک و واکنش او نسبت به یک فیلم دخیل هستند. فرض بگیریم فیلمی با موضوع شهادت یکی از امامان (علیهم السلام) ساخته شود. بر اساس محبت و عشقی که مخاطب ایرانی و شیعی به ایشان دارد به سهولت منقلب می‌شود و تأثیر می‌پذیرد. همین فیلم ممکن است زمینه‌ی یک تصمیم یا کنش دینی پس از آن باشد. این فیلم بر اساس این نگرش، مصداق روشنی از فیلم دینی است. اگر همین فیلم را برای مخاطب وهابی پخش کنیم، آیا واکنش او ذره‌ای به مخاطب اول شبیه است؟ احتمال ضعیفی است که اگر سکانس‌های آسیب دیدن و شهید شدن را ببیند کمی متأثر شود؛ اما این واکنش کجا و واکنش یک مخاطب شیعه در ایران. همان‌گونه که در این مثال ساده، روشن شد، بر اساس این نگرش، سینمای دینی، امری نسبی است که در دو مخاطب، دو عنوان متضاد خواهد یافت.

درباره‌ی نگرش سوم و نگاه متن‌محور نیز اشکالاتی دیده می‌شود. کارگردانی که قصد ساخت فیلمی دینی دارد و موضوعات اصلی همه دینی هستند. بر اساس این نگرش فیلم، دینی محسوب می‌شود. اکنون توجه داشته باشیم که برای فهم کامل بسیاری از موضوعات کلامی و فلسفی مرتبط با حوزه‌ی دین نیاز به دانستن مقدمات فراوانی است. شاهد این امر گذراندن دوره‌های مختلف حوزوی و دانشگاهی در برخی زمینه‌‌ها است. چگونه ممکن است فردی درباره یک موضوع دقیق دینی فیلم بسازد؛ ولی تخصص کافی درباره آن نداشته باشد.

شاید در اینجا گفته شود، سازنده یا سازندگان می‌توانند از کارشناسان و متخصصان در این عرصه استفاده کنند؛ ولی بسیار روشن است که در نهایت آنچه به عنوان خروجی اصلی تولید می‌شود، سایه‌ی سنگین نگاه و نگرش سازنده را با خود دارد و همین امر است که به عنوان ویژگی اساسی «هنر مدرن» (12) آن را متفاوت ساخته است؛ یعنی همان‌‌گونه که در هنر مدرن همچون نقاشی، مجسمه‌سازی یا رمان مدرن، هنرمند، اثر خود را با رجوع به درون خود و با ماهیتی سوبژکتیو (13) می‌سازد، سینمای هنری نیز همین گونه است و کارگردان در جایگاه هنرمند مدرن قرار دارد.

 

دیدگاه سوم صحیح‌ترین نگرش است و در پی آن اثری دینی خلق می‌شود. البته باید سازنده‌ای که در بحث دین تخصص دارد، از جهت فرم و تکنیک هم متخصص باشد؛ چراکه در غیر این صورت هم معجونی ناهمگون پدید می‌آید؛ زیرا هر فیلم به عنوان یک اثر هنری، مجموعه‌ای از فرم و محتوا با هم است و هر بخش به تنهایی نمی‌تواند نشان‌گر تمام اثر باشد. ضعف در هر بخش باعث عاری شدن اثر از آن می‌شود و حاصل این ترکیب نامناسب، «سینمایی غیردینی» یا «غیرسینمایی دینی» است.

 

پس تنها در صورتی می‌توان به سینمای دینی دست یافت که متخصصی در دین و تکنیک سینمایی عهده‌دار آن شود.

 

ممکن است اشکالی در زمینه‌ی این نگرش مطرح شود که نگرش دینی کارگردان مسلمان با کارگردان مسیحی متفاوت است، پس چگونه آثار این دو نفر با حفظ شرط نگرش سوم دینی خوانده می‌شود؟

جواب روشن است، همه‌ی پیامبران در طول تاریخ به یک مکتب دعوت می‌کرده‌اند که «دین» نامیده می‌شود. تفاوت شرایع آسمانی در مسائل فرعی و شاخه‌ای بوده که به حسب مقتضیات زمان، خصوصیات محیط، ویژگی‌های مردمی و تفاوت در سطح تعلیمات، متفاوت می‌شده است. این مطلب تکامل دین است و نه اختلاف ادیان. (14)

 

سه. موافقان و مخالفان سینمای دینی

پس از مرور و بررسی تعاریف سینمای دینی، نگاهی مختصر به نظریات مخالفان و موافقان داخلی نسبت به تحقق و چیستی سینمای دینی خواهیم داشت.

الف. مخالفان

بسیاری از افراد از زمان شروع کوشش برای تولید فیلم‌های دینی و رسیدن به سینمای دینی، سعی کرده‌اند کارهای صورت پذیرفته در این حوزه را کتمان کنند و این امر را از اساس باطل بدانند و به سخره بگیرند. علامه‌زاده در کتاب خود با لحنی تندخویانه و غرض‌ورزانه تمام بحث‌های مطرح شده درباره این موضوع را در محافل مختلف هنری، پرگویی می‌داند و می‌نویسد:

«فیلم آن سوی مه، اگر برای بهشتی و یارانش بد و یمن بود، برای سینمای ایران که درگیر کابوس سینمای اسلامی بوده، مفری شد برای نفس کشیدن ... پس از شکست تدوین نظریه‌ی سینمای اسلامی و شکست مفتضحانه‌تر ارایه‌ی فیلم‌هایی به عنوان الگوی این سینما، چه در بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان و چه در حوزه‌ی هنری و چه بنیاد فارابی، در این زمینه به وفور پرگویی شد». (15)

 

 فردی دیگر موضوع سینمای دینی را با اسلامی کردن دیگر علوم و مسائل روز مقایسه می‌کند و اساس این موضوع را تلاشی بیهوده می‌داند:

«از نظر فن سینمایی، سینمای دینی وجود ندارد. اگر هم در جامعه‌ی ما مطرح شده به تبع آن است که در کشورمان یک انقلاب اسلامی واقع شده و طبیعی است که به دنبال هر چیزی یک کلمه‌ی اسلامی بگذارند، بگویید انجمن اسلامی، مجلس شورای اسلامی». (16)

 

همچنین رئیسیان در این باره می‌نویسد:

«اصلاً ترکیب سینمای دینی ترکیب نامناسبی است؛ زیرا سینمای دینی نه معقول است و نه محقق؛ و ما برای پذیرفتن آن باید همه‌ی مدارهای سینمایی را به دو دسته‌ی دینی و غیردینی تقسیم کنیم که این تقسیم‌بندی، خود مشکلاتی به بار خواهد آورد». (17)

 

البته در ادامه، سینمای دیگری را به عنوان جایگزین معرفی می‌‌کند و آن را «سینمای تحت تأثیر تفکر دینی» می‌نامد. (18)

 

ب. موافقان

در این بخش سه نگرش را می‌توان دسته‌بندی کرد:

1. نگاه غیردینی

این دیدگاه، آزادی بی‌چون و چرا را امر الزامی سینما می‌داند و در پی آن سینمای دینی را صرفاً در گرو تأثیر بر مخاطب تعریف می‌کند. بر این مبنا حتی یک فیلم سرشار از صحنه‌های جنسی هم اگر تأثیر معنوی (!) داشته باشد، سینمای دینی محسوب می‌شود. بر اساس همین نگرش فرید می‌گوید:

«این وجه روابط جنسی وجوه دیگری هم غیر از لذت جنسی دارند. حالا ممکن است ما روی تصاویر که نگاه می‌کنیم مشکل داشته باشیم؛ ولی همین که توانسته تأثیر معنوی خوبی بگذارد و یک رابطه‌ی انسانی را با زاویه‌ی تازه‌تری مطرح کند و بیشتر متوجه یک وجهی از روابط انسانی بکند. این تأثیر دینی است». (19)

 

نکته‌ی بسیار شگفت‌انگیز در این گفتار، آن است که بروز مشکل بر روی مخاطب صحنه‌های جنسی امکان دارد؛ ولی تأثیر دینی و معنوی آن، امری قطعی محسوب شده است. جالب‌تر این‌که همین فرد در جای دیگری مسائل جنسی را جزء ممکن سینمای دینی می‌خواند و این امر را به نوع نگرش به مسائل جنسی وابسته می‌داند:

«جاهایی حتی با سکس هم می‌‌توان صاحب سینمای دینی بود، بستگی دارد که چطور به این مقوله (سکس) نگاه شود». (20)

برخی در این گروه، فیلم‌هایی را دینی می‌دانند که در مرزبندی‌های سیاسی- اسلامی تولید شود و هر فیلمی حتی اگر نگرش ضد دینی داشته باشد، به شرطی که در کشور اسلامی تولید شود، دینی می‌شود؛ مثلاً گفته‌اند:

«تنها مفهوم ماحصل سینمای دینی، این است که فیلمی تحت لوای حکومت اسلامی ساخته شود؛ حتی اگر سازنده‌ی آن کافر باشد، در زمره‌ی سینمای دینی جای خواهد گرفت». (21)

پیش‌تر هم اشاره کردیم که بایسته‌های تولید یک فیلم دینی، ورای مرزبندی‌های سیاسی است. این گروه، تحقق سینمای دینی را پذیرفته‌‌اند؛ اما به دلیل ضعف‌های محتوایی و نگرش ناصحیح غیردینی نتیجه‌‌ای به عنوان فیلم دینی را در پیش روی خود نخواهند داشت.

 

2. نگاه حد وسط

نظریه‌ی حد وسط که بسیاری از نظریه‌‌های کارشناسان سینمایی را شامل می‌شود، نگرشی است که از تعریف جامع درباره سینمای دینی امتناع کرده و فقط به بخشی از آن اکتفا شده است. به تعبیر دیگر این نگرش مبتنی بر کلی‌نگری در زمینه‌ی سینمای دینی است و چارچوب مشخصی ندارد و گاهی دو نظر متضاد با یکدیگر بیان می‌شود.

برای نمونه در تعریفی از سینمای دینی فقط عدالت‌‌خواهی لازمه‌ی اصلی فیلم دینی خوانده شده (22) و برخی دیگر سینمای مبتنی بر عدالت‌خواهی نادرست دانسته و آن را به سینمای غیردینی نسبت داده‌اند. (23)

در نظر برخی از این گروه، فیلم دینی آن چیزی است که به مسائل دنیا می‌پردازد و سینمای دینی، سینمای خاکی و زمینی است (24) و برخی دیگر سینمای انسانی را با تفسیر به نمایش دادن ترس انسان‌ها از دیکتاتوری، جنگ، ماشینیسم و دیگر بلایا، سینمای دینی خوانده‌اند. (25) علاوه بر نگرش‌ها و تعریف‌های یاد شده، تعاریف دیگری نیز در این دسته وجود دارد که بسیاری از آن‌ها در تضاد با یکدیگرند و یکدیگر را نفی می‌کنند. (26)

در مجموع باید گفت نگرش این دسته، قابل جمع‌بندی و تعیین حدود نیست و نمی‌توان اصولی خاص را از مجموع آن‌ها به دست آورد. عمده‌ی این تعریفات و توصیفات بر اساس سهل‌پسندی و شانه خالی کردن از ارائه‌ی تعریفی جامع به وجود آمده‌اند.

 

3. نگاه مذهبی

این نگرش درباره‌ی سینمای دینی، خود را منتسب به دین می‌داند و نگرش خود را برگرفته از تعالیم انبیاء می‌داند. اندیشمندان این حوزه سعی می‌کنند اشکالات و نقاط مبهم هماهنگی سینما و دین را یافته و آن‌ها را تطبیق دهند تا بتوانند سینما را به خدمت دین درآورند.

شورجه با تأکید بر وجه اجتماعی دین، در این باره می‌گوید:

«صد در صد سینمای دینی قابل تصویر است؛ چراکه سینما را جدا از مناسبات اجتماعی نمی‌دانم ... سینمای دینی، سینمایی است که واجد تمامی ویژگی‌های ارزشی که دین به ما توصیه می‌کند، باشد. از خدامحوری و انسان‌دوستی گرفته تا کوچک‌ترین مسائل مبتلا به انسان در جامعه». (27)

 

هم‌چنین الگوی عده‌ای از صاحب‌نظران در این زمینه، بنیان‌گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است. بحرانی با همین نگرش با تفسیر سخن امام (ره)، والاترین هنر را در قرآن به عنوان الگویی ابدی و تکرارنشدنی بیان می‌دارد و می‌گوید:

«بنده تابع همان سینمایی هستم که حضرت امام (ره) تعریف کرده‌اند و از جمله‌ی معروفشان درباره‌ی هنر می‌توان آن را فهمید که هنر، دمیدن روح تعهد در کالبد جامعه است. این سینما الگوی چنین تعریفی است و در این منظر، سینما باید بتواند ارزش‌های دینی را که توسط انبیاء بر انسان عرضه شده به تصویر بکشد. از طرفی هنر دینی به صورت ایده‌آل در قرآن کریم اجرا و ارائه شده است و بی‌شک باید گفت هیچ هنرمندی نیست که بتواند آن قدرت (قرآن) را دو مرتبه خلق کند». (28)

 

گروهی از این دسته، تحقق سینمای دینی را در گرو شناخت سینماگر از دین و سینما می‌دانند که شرح این نگرش در تعاریف مؤلف‌محور آمد. شهید بزرگوار سید مرتضی آوینی یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان در این زمینه است. او درباره تحقق سینمای دینی عقیده دارد که چنین سینمایی وجود ندارد؛ (29) ولی تحقق آن را محال نمی‌داند. به عقیده‌ی او سینما یکی از محصولات تکنولوژیک غرب است که نمی‌توان آن را ورای تفکر و تمدن غرب معنا کرد. غرب دارای وحدت و کلیت است و غفلت از این معنا بدون تردید، غفلت از حقیقت تاریخ و کیفیت تحقق تاریخی اشیا و وقایع است. او سینما را محصول و زاییده‌ی تکنولوژی می‌داند و بر همین اساس معتقد است که زمانی می‌توان به سینمای دینی رسید که از سلطه‌ی تکنولوژی خارج شود. (30)

به هر ترتیب آنچه در نگاه مذهبی مهم است، منطبق شدن سینما با معیارهای اسلامی است و نه برعکس و این نگرش، اصالت را به دین می‌دهد تا ابزار پیچیده‌ای همچون سینما را به خدمت گیرد.

 

پی‌نوشت‌ها

 (12). Modern Art

(13). Subjective

(14). ر.ک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری (ره)، ج2، صص179- 181.

(15). علامه‌زاده، رضا، سراب سینمای اسلامی ایران، صص70 و 71.

(16). امیری، نوشابه، سینما، دین، ایران، ص101.

(17). رئیسیان، علیرضا، سینما از نگاه اندیشه، ج2، ص36.

(18). همان.

(19). فرید، مهرداد، سینما، دین، ایران، ص159.

(20). همو، سالاد عرفان و فلسفه با سس گوجه فرنگی، روزنامه‌ی سلام، شماره‌ی1242 (26/6/74).

(21). افخمی، بهروز، سینما، دین، ایران، ص67.

(22). ارجمند، داریوش، سینما، دین، ایران، ص33.

(23). الماسی، جهانگیر، همان، ص92.

(24). احمدی، محمدحسن، همان، ص13.

(25). سماک ایمانی، محمدرضا، سینما از نگاه اندیشه، ج2، ص91.

(26). ر.ک: کشانی، علی‌اصغر، سینمای دینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، صص127- 133.

(27). شورجه، جمال، روزنامه‌ی ابرار،شماره‌ی3927 (2/4/81).

(28). بحرانی، شهریار، همان.

(29). آوینی، سیدمرتضی، مرتضی و ما، ص131.

(30). همان، ص133.

 

افزودن دیدگاه جدید