تحریف شخصیت پیامبران و معصومین (علیهم السلام) در فیلم‌ها

چکیده: بحث‌های تاریخی فراوانی پیرامون چگونگی زیست و فعالیت‌های پیامبران و امامان (علیهم السلام) در طول تاریخ نقل شده است. اما گاهی در جست‌وجوی سینمای غرب با فیلم‌هایی مواجه می‌شویم که با اندیشه‌های غلط و تحریف تاریخ و شخصیت‌های این بزرگواران به این مقوله پرداخته اند.
تحریف شخصیت پیامبران و معصومین (علیهم السلام) در فیلم‌ها

توسط: جواد امین­ خندقی

از پیامبران و امامان (علیهم السلام) به عنوان جانشینان خدا بر زمین و اسباب فیض الهی در متون دینی یاد شده است. بحث‌های تاریخی فراوانی در باره‌ی چگونگی زیست و فعالیت‌های این اولیای الهی در طول تاریخ نقل شده است. اما از سوی دیگر، همواره افراد سودجو و معاند دراین‌باره اندیشه‌های غلطی را نشر داده‌اند. در جست‌وجوی سینمای غرب با فیلم‌هایی مواجه می‌شویم که به صورت‌های گوناگون به این مقوله می‌پردازند. نقطه‌ی اشتراک اکثر این آثار، تحریف تاریخ و شخصیت‌های این بزرگواران است که در قالب داستان‌های گوناگون پرداخته‌شده‌اند.

گروهی از این فیلم‌ها برشی از زندگی پیامبران الهی را به نمایش می‌گذارند که در آن به صورت گزینشی، بخش‌هایی را به تصویر می‌کشند که باعث می‌شود شخصیت آن پیامبر به صورت کامل دیده نشود و در برخی موارد، مطالبی نادرست نشان داده می‌شود.

آثاری همچون فیلم «پیام» (The Message) محصول 1977 که در ایران با نام «محمد رسول‌الله» (صلی‌الله علیه و آله و سلم) شناخته می‌شود و پویانمایی «محمد: آخرین پیامبر» (Muhammad: The Last Prophet) محصول 2002، دو اثری هستند که بیش از دیگر آثار به شخصیت پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) می‌پردازند. هر دو اثر جایگاه والایی را برای ایشان ترسیم می‌کنند، اما این انتقاد نسبت به این دو اثر جاری است که تاریخ را به صورت گزینشی و محافظه‌کارانه به تصویر می‌کشند، به گونه‌ای که شیعیان و اهل سنت هر دو از روایت راضی باشند. از این‌رو بخش مهمی از تعالیم پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و همچنین شخصیت‌های مؤثر در جریان شکل‌گیری اسلام همچون حضرت علی (علیه‌السلام) نادیده انگاشته می‌شود.

در کنار چنین آثاری، برخی از فیلم‌ها با رویکردی منفی ، شخصیت و تعالیم پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) را الهام‌دهنده‌ی عملیات های تروریستی نشان می‌دهند.

از جمله، در فیلم‌های «اندیشه‌ناپذیر» (Unthinkable) محصول 2010، «آزارکده» (The Hurt Locker) محصول 2008 و «مجموعه‌ی دروغ ها» (Body of Lies) محصول 2008، عملیات های تروریستی با درود بر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و شعارهایی مبنی بر رسالت ایشان ، همچون محمد رسول‌الله همراه می‌شود. همچنین شعارهایی این‌چنین در محل‌های اختفای تروریست ها نیز دیده می‌شود. در فیلم «ال سید» (El Cid) محصول 1961، گامی فراتر نیز دیده می‌شود و رهبر مسلمانی که قصد تسخیر جهان را دارد، حکومت بر جهان توسط مسلمانان را دستور پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) می‌داند و در این راه هر کاری را جایز می‌شمارد تا کفار که در این فیلم منظور یهودیان و مسیحیان هستند، به کلی محو و نابود شوند.

از نمونه‌های دیگر، می‌توان به آثاری اشاره کرد که شخصیت حضرت موسی (علیه‌السلام) را به تصویر می‌کشند. در هر دو نسخه‌ی فیلم «ده فرمان» (The Ten Commandments) محصول سال‌های 1923 و 1956 و به کارگردانی سیسیل بی دومیل، داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) با نگرشی گزینشی منطبق بر آموزه‌های تورات به تصویر درمی‌آید. حضرت در این دو فیلم بیش‌تر شبیه یک امیر نظامی است که دنبال ایجاد امنیت اجتماعی برای مردم است تا پیامبری از جانب خدا که برای هدایت آنان آمده باشد. در این فیلم‌ها، پیامبر، نظر معشوقه‌اش را بر نظر خدا ارجح می‌داند و به درخواست او از خدا می‌خواهد عذاب را بردارد.

پویانمایی «شاهزاده‌ی مصر» (The Prince of Egypt) محصول 1998، نیز داستان زندگی حضرت موسی (علیه‌السلام) را به تصویر می‌کشد. پویانمایی، نگاه بسیار نامناسبی به زندگی ایشان دارد. طبق نگرش فیلم، او در جوانی و پیش از مبعوث شدن از جانب خدا، یگانه‌پرست نبوده و نگرش دینی نداشته است و شخصیت او همچون جوانی به دنبال لذت‌های مادی نشان داده می‌شود.

از جمله فیلم‌هایی که شخصیت حضرت عیسی (علیه‌السلام) را به تصویر می‌کشند، فیلم «آخرین وسوسه‌ی مسیح» (The Last Temptation of Christ) محصول 1988، بخشی از داستان زندگی حضرت عیسی (علیه‌السلام) را نشان می‌دهد. در این فیلم، حضرت بین وجود انسانی و الهی خود متلاطم است، از طرفی مکاشفات رحمانی، او را به سوی فدا شدن و تصلیب و از طرفی وسوسه‌های شیطانی و زمینی، او را به سوی قدرت، زن و دنیا می‌کشاند. شخصیت حضرت مسیح (علیه‌السلام) در این فیلم کاملاً زمینی و بدون تقدس به نمایش درآمده است. پیامبر مجعول فیلم، بسیار تلاش می‌کند تا خدا مسئولیت پیامبری و فدا شدن را از دوشش بردارد تا به زندگی‌اش بپردازد و به صلیب کشیده نشود؛ ولی در نهایت می‌پذیرد.

او پس از به صلیب کشیده شدن، فریب شیطان را می‌خورد که به شکل فرشته‌ی نجات او ظاهر می‌شود، وی را از صلیب پایین آورده، با فریب می‌گوید: «تو در امتحانت پیروز شدی و اکنون می‌توانی با زن مورد علاقه‌ات، مریم مجدلیه ازدواج کنی»؛ او اسیر حیله‌ی شیطان می‌شود و با معشوقه‌اش ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود. بعد از پیر شدن ایشان و هنگام مرگ، یهودا (یکی از حواریون) بر بالینش حاضر می‌شود و به او گلایه می‌کند که: «من به خود قبولاندم که تو را لو دهم تا به صلیب کشیده شوی (و مسیحیان به رستگاری برسند)، ولی تو اسیر شیطان شدی و زندگی معمولی و ازدواج را برگزیدی». در این‌جا مسیح (علیه‌السلام) متوجه فریب شیطان می‌شود و از خدا می‌خواهد که او را به روی صلیب برگرداند تا فدای گناهان بشر شود و چنین می‌شود.

فیلم بر اساس اندیشه‌ی مسیحی هم، فاصله‌ی بسیار زیادی با حقیقت شخصیت حضرت مسیح (علیه‌السلام) دارد، پیامبری که از وظیفه‌اش شانه خالی می‌کند، فریب شیطان را می‌خورد و برای فهمیدن حقیقت نیاز به تذکر حواریونش دارد.

فیلم «رمز داوینچی» (The Da Vinci Code) محصول 2006، ادعایی مبنی بر ازدواج حضرت مسیح (علیه‌السلام) و وجود نسل ایشان در زمان معاصر دارد تا بدین وسیله، اساس کلیسا را زیر سؤال ببرد؛ چرا که هدف از تشکیل کلیسا حفظ دین مردم در غیبت حضرت مسیح (علیه‌السلام) تا زمان رجوع دوباره ایشان است. فیلم در کشاکش داستانی پلیسی معمایی از رازی خبر می‌دهد که فراماسون‌ها سالیان سال در پی حفظ آن بوده‌اند. راز در تابلوی «شام آخر» اثر داوینچی به عنوان یک فراماسون، نهفته است. فراماسون‌ها با حفظ باقی‌مانده‌ی پیکر همسر حضرت مسیح (علیه‌السلام) و نسل ایشان در پی حفظ این رازند.

به عنوان نمونه‌ی دیگر، فیلم «سلیمان و ملکه‌ی سبا» (Solomon and Sheba) محصول 1959، حضرت سلیمان و داوود (علیهما السلام) را دو پادشاه نشان می‌دهد و هیچ نشانی از شخصیت الهی ایشان نیست. حضرت سلیمان (علیه‌السلام) در فیلم نظر سوء به «بلقیس» یا همان ملکه‌ی سرزمین سبا دارد. پیامبر مجعول فیلم به بت‌ها و الهه‌های دروغین گرایش دارد و در مواقعی به راحتی دروغ می‌گوید. آن‌قدر هوس‌بازی و اشتباهات او زیاد است که بارها توسط وزیر و دیگر اطرافیانش نصیحت می‌شود و در معرض تذکر و هشدار آنان قرار می‌گیرد.

از ساخته‌های اخیر می‌توان به فیلم «نوح» (Noah) محصول 2014، اشاره کرد. شخصیت حضرت نوح (علیه‌السلام) در این فیلم فردی عادی مانند دیگر مردم است، خشن و بی‌رحم است،‌ از دستور خدا سرپیچی می‌کند و پس از سرپیچی، به عزلت و شراب‌خواری می‌نشیند. وقایع فیلم فاصله بسیار زیادی با حقیقت نقل‌شده دارد. در فیلم خدا قصد انتقام از تمامی انسان‌ها را دارد و می‌خواهد نسل انسان را به کلی نابود سازد و از همین رو، حضرت نوح (علیه‌السلام) مردم را در کشتی راه نمی‌دهد و می‌خواهد نوه‌هایش را بکشد تا نسل انسان ادامه نیابد.

تخریب و تحریف چهره‌ی اولیای الهی در زمینه‌ی امامان (علیهم السلام) نیز دیده می‌شود.

در فیلم «مردی که فردا را می‌دید» (The Man Who Saw Tomorrow) محصول 1981، درباره ظهور شر آخرالزمان، داستان ظهور فردی را در سال 1999م نشان می‌دهد. او فردی با لباس عربی است که روی عمامه‌اش علامتی ترکیبی از ماه، ستاره و داس دارد. ماه، نماد اسلام و ستاره و داس، بخشی از نماد «اتحاد جماهیر شوروی» است که در دوران ساخت فیلم یکی از دشمنان اصلی غرب است.

در فیلم گفته می‌شود مردی که برای جنگ با غرب ظهور کرده از خاندان پیامبر و آیین اسلام است. نیروهای تحت امرش نظامیان روس و افرادی با لباس عربی هستند. او دستور حمله‌ی موشکی اتمی را به سوی امریکا می‌دهد که ابتدا به مجسمه‌ی آزادی اصابت می‌کند. این اصابت، نمادی از این‌ است که با ظهور این فرد، آزادی از بین خواهد رفت. موشک‌های بعدی شلیک می‌شود که برخی از آن‌ها با سیستم تدافعی موشکی امریکا از بین می‌رود؛ اما در پی این حملات، نقاط زیادی از دنیا نابود می‌شود. این جنگ بیست و هفت سال طول می‌کشد و نهایتاً این فرد با گروهش شکست می‌خورند.

فیلم با نشانه‌های فراوان، دجال آخرالزمان را حضرت مهدی (علیه‌السلام) می‌داند. از این‌رو نشانه‌هایی همچون همنام بودن با آخرین پیامبر، از نسل پیامبر بودن، مسلمان بودن و... در داستان بیان می‌شود.

در برخی از فیلم‌ها تحریف و تخریب در قالب ایجاد شبهه پدید می‌آید.

در ابتدای فیلم «قاپ‌زنی» (Snatch) محصول 2000، چند دزد که خود را شبیه یهودیان درآورده‌اند و در پی دزدیدن الماس گران‌بهایی هستند، نسبت به ترجمه‌ی کتاب مقدس از زبان لاتین به انگلیسی صحبت می‌کنند و این‌که چطور یک اشتباه ترجمه، عقیده‌ای درباره حضرت مریم (علیها السلام) در مسیحیت ایجاد کرده است که باعث شده تولد حضرت مسیح (علیه‌السلام) یک معجزه شمرده شود. این فرد می‌گوید هنگام ترجمه، کلمه‌ای که باید «جوان» ترجمه می‌شد، «باکره» ترجمه شده است و حقیقت این است که حضرت مریم (علیها السلام) در جوانی صاحب فرزند شده و این صحیح نیست که بگوییم ایشان بدون داشتن همسر و با معجزه، صاحب فرزند شده است. روشن است که این ادعای بی‌دلیل، خلاف نقل صریح قرآن دراین‌باره است (سوره‌ی مبارکه‌ی مریم، آیات 16ـ35).

در برخی فیلم‌ها نیز فقط نوعی توهین به پیامبران دیده می‌شود.

فیلم «سال یکم» (Year One) محصول 2009، نمونه‌ی روشنی برای این موضوع است. در این فیلم دو شخصیت اصلی در فرار از جایی به محل زندگی حضرت آدم (علیه‌السلام) و خانواده‌اش می‌رسند. بیش‌تر فرزندان ایشان هم‌جنس‌گرا هستند و هم‌چنین آنان افرادی کم‌شعور هستند. علاوه بر آن، دو شخصیت در مسیر به حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) نیز می‌رسند. تنها دغدغه‌ی ایشان در فیلم، ختنه کردن اطرافیان است و در جریان ذبح، حضرت اسماعیل (علیه‌السلام) به این کار راضی نیست و فرار می‌کند تا در شهری دیگر به خوش‌گذرانی بپردازد. فیلم در قالب طنز، این پیامبران را به تمسخر می‌گیرد.

شخصیت اصلی در فیلم «بیست و پنجمین ساعت» (25th Hour) محصول 2002، به دلیل اشتباه‌های خودش به زودی روانه‌ی زندان می‌شود، به همین دلیل، تمام جامعه را مقصر می‌داند. او خطا و فساد کشیش‌ها و کلیسا را به با لحنی توهین‌آمیز به حضرت مسیح (علیه‌السلام) نسبت می‌دهد و به همین وسیله به ایشان توهین می‌کند.

این فیلم‌ها نمونه‌هایی است که در آن‌ها به شخصیت فردی و الهی پیامبران و معصومین (علیهم السلام) توهین می‌شود. تحریف این شخصیت‌ها آگاهانه باشد یا نه، در هر صورت از جانب تمام ادیان ابراهیمی مذموم است.

 

افزودن دیدگاه جدید