اسلام‌هراسی در سینمای غرب – بخش نخست

چکیده: اسلام‌هراسی مجموعه‌ای از برداشت‌های نادرست از اسلام در تمدن غرب همراه با شیطنت‌های استعماری علیه مسلمانان است که می‌توان اصلی‌ترین ابزار آن را رسانه‌ها دانست؛ به تعبیر «ادوارد سعید»، رسانه‌ها و کارشناسان امریکایی و غربی تعیین می‌کنند که مردم‌شان درباره بقیۀ جهان (دیگران) چه اندیشه‌ای داشته باشند
اسلام‌هراسی در سینمای غرب – بخش نخست

نویسنده: جواد امین­ خندقی

«اسلام‌هراسی» (1) مفهومی است که به پیش‌داوری، هراس و تبعیض غیرمنطقی علیه اسلام و مسلمانان اشاره دارد که پس از یازده سپتامبر، استفادۀ فراوانی از آن شده است.

«Phobia» به معنای ترس نامعقول از چیزی است؛ به عبارت دیگر، اسلام‌هراسی در خود، این مفهوم را به همراه دارد که اسلام فاقد ارزش مشترک با دیگر فرهنگ‌ها است و در مقایسه با فرهنگ غرب در موقعیتی فرودست قرار دارد و بیش‌تر یک ایدئولوژی است تا یک دین.

پدیدۀ هراس از اسلام از زمان ظهور دین اسلام سابقه داشته است؛ اگر چه امروزه، به ویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر و بیش‌تر در کشورهای غربی، گستره و عمق آن بیشتر شده است. می‌توان گفت این پدیده در تاریخ کهنی ریشه دارد که سرشار از سلسلۀ درازی از روابط ناآرام میان غرب و اسلام است و در طی این روابط ناآرام، هراس از اسلام در ذهنیت غربی تثبیت شده و باعث شده تا آنان اسلام را همچون خطری جدی بنگرند.

در تحلیل پدیدۀ اسلام‌هراسی، مانند تحلیل هر پدیده دیگر نمی‌توان آن را تک‌علتی دانست. اسلام‌هراسی اسباب متعددی دارد که از درجۀ اهمیت متفاوتی برخوردار است که مهم‌ترین آن عبارت است از: (2)

1. سرشار بودن تاریخ از درگیری‌های میان اسلام و غرب: می‌توان گفت که فتوحات اسلامی، مرزها و آفاق اسلام را در طول قرن‌ها درهم نوردید و حوادث ناشی از آن، مانند درهم شکستن کاروان‌های نظامی روم و انهدام مراکزشان زیر گام‌های سربازان مسلمان، نخستین تجربه‌های دردناکی بود که غرب در رابطه‌اش با جهان اسلام، با آن روبه‌رو می‌شد.

2. جهل به اسلام: بنا به باور رایج، انسان بنابر عادتش مایل به دشمنی با چیزی است که بدان جهل دارد؛ یعنی به دلیل جهل، آن را خطری بر خویش می‌شمارد که اجتناب از آن ضروری است. همین امر می‌تواند ترس از اسلام و تمایل به ستیز با آن و نفرت به آن را در میان غربی‌ها تفسیر کند.

3. تعارض منافع و اختلاف خاستگاه‌های ارزشی: امروزه غرب، رفتارها و هنجارهایی را پذیرفته که بسیاری از آن‌ها در تعارض با اسلام است. برخی از این هنجارها به نظام سرمایه‌داری و اصول عمل‌گرایانۀ آن باز می‌گردد که در عین حال، در محدودۀ آزادی‌های اجتماعی و اقتصادی به رسمیت شناخته شده نیز جای می‌گیرد؛ مانند آزادی قمار، شرط‌بندی، مصرف مشروبات الکلی، قانونی‌شدن فحشا، هم‌جنس‌بازی و ...  .

طبیعی است که این هنجارهای غربی، خوشایند اسلام نیست و اسلام، این رفتارها را حرام و مستوجب مجازات می‌داند؛ از این رو طبیعی است که غربی‌ها، اسلام و آموزه‌های اسلامی را تهدیدی جدی برای آن‌چه آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌خوانند، بدانند.

4. خلط میان دین اسلام و وضع کنونی مسلمانان: پنهان نیست که امت اسلام از قرن‌ها پیش با بحران‌های متعدد در سطوح متفاوت، مواجه بوده است. این بحران‌ها باعث شده تا مسلمانان به لحاظ مشارکت در تمدن بشری و ارتقای سطح بشری در رتبه‌ای پایین‌تر از دیگر ملل قرار گیرند. برخی کشورهای اسلامی از متوقف کردن این چالش‌ها یا پیروز شدن بر آن‌ها ناتوان‌اند و هنوز هم بسیاری از دولت‌های اسلامی به دنبال رویۀ قدرت‌های بیگانه‌ای هستند که آزادی عمل این دولت‌ها را مصادره و استقلال عملی‌شان را محدود می‌کند.

در پی این اوضاع ناگوار و با تلاش‌های جنبش‌های صهیونیستی و استعماری در تعمیق این وضع و بزرگ‌نمایی آن، طبیعی است که نوعی هم‌ذات‌پنداری میان اسلام، فقر و عقب‌ماندگی ایجاد شود و ریشۀ ضعف و پس‌ماندگی مسلمانان به اسلام نسبت داده شود.

بنابراین، بسیار دشوار است که انسان غربی که تنها سیمایی تحریف یافته از اسلام را شناخته، با این دین، تعامل عاطفی برقرار کند و موضعی منفی در برابر آن نگیرد.

5. پذیرش تصویرهای پیش‌ساختۀ منفی از مسلمانان: نظام‌های استعماری برای مقابله با اسلام، پیش‌فرض‌هایی منفی برای مسلمانان در نظر گرفته و آن‌ها را در قالب‌های گوناگون منتشر ساخته‌اند، تا جایی که تصویر غالب از مسلمانان، همراه با صفات ناپسندی مانند: خشونت، تروریسم، شهوت‌رانی، شکم‌بارگی، سفاهت، حیله‌گری، تحقیر زن و... گره خورده است. در این زمینه تا کنون مهم‌ترین نقش بر عهدۀ رسانه‌ها بوده است.

در مجموع با توجه به علل یاد شده می‌توان گفت که اسلام‌هراسی در ذات خود نشانۀ مجموعه‌ای از برداشت‌های نادرست از اسلام در تمدن غرب همراه با شیطنت‌های استعماری علیه مسلمانان است که می‌توان اصلی‌ترین ابزار آن را رسانه‌ها دانست.

به تعبیر «ادوارد سعید»، رسانه‌ها و کارشناسان امریکایی و غربی تعیین می‌کنند که مردم‌شان درباره بقیۀ جهان (دیگران) چه اندیشه‌ای داشته باشند. به جای بحث علمی و دانشگاهی درباره اسلام، مردم، تنها روزنامه‌نگارانی را مشاهده می‌کنند که خبری را دست‌چین کرده و آن را مجدداً گزافه‌پردازی و در رسانۀ خود منتشر می‌کنند.

هم‌چنین وی اسلام رسانه‌ها را کنشی یک‌جانبه می‌داند که نشان می‌دهد آن‌چه اعراب و مسلمانان انجام می‌دهند در بالاترین سطح عیوب ذاتی قرار دارد و آن‌ها مردم را به کمک ابزار رسانه، از اسلام می‌ترسانند. در بسیاری از موارد نه تنها اسلام با بی‌دقتیِ آشکار ترسیم شده است؛ بلکه تبیین‌های قوم‌گرایانه و سست بنیان، نفرت‌های فرهنگی و حتی نژادی و دشمنی‌های ژرف و در همان حال متناقض و دلخواه نیز در این اطلاع رسانی‌ها مشاهده می‌شود. (3)

در واقع، اسلام‌هراسی نوعی از «مدیریت برداشت‌ها» (4) است که بیش‌تر، رسانه‌ها باعث آن می‌شوند. این برداشت‌ها با اهداف گوناگونی از جمله جلوگیری از رشد تمایل به اسلام در غرب (که از آن تعبیر به «سونامی اسلامی» می‌شود) و تخریب درونی مسلمانان هدایت می‌شود که می‌توان شامل موارد ذیل دانست: (5)

1. تمدن اسلامی، مجموعه‌ای ایستا و بدون واکنش در مقابل تغییرات است.

2. تمدن اسلامی در مقایسه با تمدن غرب فرودست محسوب می‌شود که ابتدایی، جنسیت‌گرا و غیرعقلانی است.

3. تمدن اسلامی فاقد ارزش‌های مشترک با دیگر فرهنگ‌ها است و در مقایسه با فرهنگ‌های دیگر دارای تأثیر و تأثر نیست و «دیگری» محسوب می‌شود.

4. تمدن اسلامی؛ خشن، ستیزه‌جو، تهدیدکننده، حامی تروریسم و عامل اصلی درگیری تمدن‌ها است.

5. مبارزه با اسلام، امری عادی در جامعه است و اسلام‌هراسی، بهانه‌ای برای طرد مسلمانان از جامعه محسوب می‌شود و به نوعی عقیدۀ سیاسی است که برای اهداف سیاسی و نظامی از آن استفاده می‌شود.

فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی به شکل چشم‌گیری در این عرصه وارد شده‌اند و آثار فراوانی را می‌توان در این حوزه مشاهده کرد. پیش از این در بخش‌های پیشین، فیلم‌هایی برای نمونه، درباره عقب‌ماندگی کشورهای شرقی مسلمان و دور بودن آنان از فرهنگ و تمدن ذکر شد. این نمونه‌ها در این بخش نیز قابل استناد است؛ اما علاوه بر آن‌ها، آثار دیگری نیز با مضمونِ اسلام‌هراسی دیده می‌شود که در چند گروه دسته‌بندی می‌شوند:

دسته‌ای از فیلم‌ها به داستان‌های تروریستی در کشورهای غربی به ویژه امریکا می‌پردازند. مسئول این انفجارها فرد یا گروهی مسلمان است که در صدد انتقام از مردم امریکایند. فیلم «محاصره» (6) محصول 1998، یکی از نمونه‌ها برای این الگو است. فیلم با تصویری مستند از انفجار در یکی از شهرهای امریکا آغاز می‌شود. پس از آن در تصویر تلویزیونی «بیل کلینتون» (7) رئیس‌جمهور سابق آن‌جا، تهدید می‌کند که این واقعۀ تروریستی بی‌جواب نخواهد ماند و مسئول آن، مجازات خواهد شد.

هم‌زمان با این گفتار، فردی مسلمان با عنوان یکی از رهبران گروه‌های تروریستی در مکانی شبیه به یکی از کشورهای مسلمان، طی یک عملیات چریکی، ربوده و برای بازجویی به ایالات متحده آورده می‌شود. فیلم، جریان انفجارهای پی در پی در شهرهای امریکا از جانب گروه‌های مسلمان است و در تمام آن، این جریان ادامه می‌یابد تا جایی که ارتش، وارد و حکومت نظامی برقرار می‌شود.

در فیلم «غیر قابل فکر» (8) محصول 2010، یک شهروند مسلمان امریکایی در سه شهر اصلی آن‌جا سه بمب با فناوری اتمی می‌گذارد و خودش را برای رساندن خواسته‌اش که خروج امریکایی‌ها از کشورهای مسلمان است، تسلیم نیروهای نظامی امریکایی می‌کند. این فرد تحت نظر مزدوری امریکایی قرار می‌گیرد و همسرش کشته می‌شود و زیر شکنجه به دلیل حفظ جان فرزندانش، محل سه بمب را می‌گوید و خودکشی می‌کند؛ اما بمب چهارمی نیز وجود دارد و خرابی زیادی به بار می‌آورد. این فرد، پیام تروریستی تصویری خود را با نام خدا و صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آغاز می‌کند.

افزون بر این دو فیلم، آثاری مانند «از پاریس با عشق» (9) محصول 2010، «استرداد» (10) محصول 2007، «دروغ‌های حقیقی» (11) محصول 1994 و «کماندو» (12) محصول 1985 نیز همین الگو را دنبال می‌کنند.

 

پی‌نوشت‌ها

(1). Islamophbia

(2). ر.ک: امینی، محمد صادق، تحلیل پدیدۀ اسلام‌هراسی، پگاه حوزه، شمارۀ203، صص22-26.

(3). سعید، ادوارد، اسلام رسانه‌ها، ص51.

(4). Image Management

(5). ر.ک: هاشمی، سیدحمید، گفتمان بیم و بیداری، پگاه حوزه،شمارۀ270، صص26-29.

(6). The Siege

(7). Bill Clinton

(8). Unthinkable

(9). From Paris with Love

(10). Rendition

(11). True Lies

(12). Commando

 

ادامه دارد...

 

افزودن دیدگاه جدید