ایران‌هراسی در سینمای غرب – بخش نخست

چکیده: برگزیده ای از سخن از امام خمینی(ره) : آن‌که ما می‌توانیم این است که به وسیلۀ همین صدا و سیما، به وسیلۀ مطبوعات، به وسیلۀ گروه‌هایی که به خارج می‌روند اسلام را آن طوری که هست معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست معرفی بشود مورد قبول همه خواهد شد.
ایران‌هراسی در سینمای غرب – بخش نخست

               جواد امین خندقی             
رخداد کم‌نظیر انقلاب اسلامی ایران در جهان دین‌گریز و دین‌ستیز قرن بیستم، نشانۀ بحرانی جدی در جریان غالب سکولاریزه کردن حیات فردی و اجتماعی انسان‌ها به شمار می‌رود. این رویداد در دهه‌های پایانی قرن بیستم - قرنی که از آن به عصر پایان ایدئولوژی‌ها و پایان تاریخ تعبیر می‌شد - بسان موجی خروشان بر اندیشه‌ها و نظریه‌های مادی‌گرایانۀ غربی و شرقی فرود آمد و نظامی نو پدید آورد. این انقلاب برخلاف دیگر انقلاب‌های مدرن، از رویکردی دینی و معنوی برخوردار بود و نگرش دنیا‌محورانه و مادی‌گرایانۀ حاکم بر نظام جهانی را به چالش کشانید و موجی از امید و شور در میان ملل محروم جهان و جوامع اسلامی به وجود آورد؛ از این رو لذا از همان ابتدا با مخالفت‌ها، کارشکنی‌ها، فضاسازی‌ها و فشارهای سیاسی، تبلیغاتی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی از جانب قدرت‌های سلطه‌جو به ویژه امریکا و رژیم صهیونیستی مواجه شد.
انقلاب اسلامی در جهانی که تغییر و تحولات مستمر، مرزهای طبیعی جوامع را در نوردیده و سرنوشت همگان را به هم پیوند زده، با این گستردگی و عظمت، نه تنها نهادها و نظام‌های یک ملت و اقوام آن را در هم ریخته و سرنوشت و تاریخ آن‌ها را در مسیر تغییرات بنیادین قرار داده است؛ بلکه دامنۀ آن بسی فراتر از یک کشور رفته و ملت‌هایی را در سمت و سوی شکل‌دهی دنیای نو به حرکت در آورده و در همین راستا برای بسیاری از دولت‌ها مسئله‌آفرین بوده است.

«میشل فوکو» (1) نظریه‌پرداز فرانسوی درباره تأثیر انقلاب اسلامی بر نظام جهانی چنین می‌گوید:
«این انقلاب، قیام انسان‌های دست خالی است که می‌خواهند باری که بر پشت همۀ ما و به ویژه بر پشت ایشان، بر پشت این کارگران نفت، این کشاورزهای مرزهای امپراتوری‌ها سنگینی می‌کند از میان بردارند؛ بار نظم جهانی را؛ شاید این نخستین قیام بزرگ بر ضد نظام‌های جهانی باشد؛ مدرن‌ترین و دیوانه‌ترین صورت شورش. در واقع در حساب سیاست، چنین جنبشی را در کجا باید نشاند؟ جنبشی که نمی‌گذارد انتخاب‌های سیاسی پراکنده‌اش کند. جنبشی که در آن نفس مذهبی دمیده شده است که بیش از آن که از عالم بالا سخن بگوید به دگرگونی دنیا می‌اندیشد». (2)

هم چنین «زیاد ابوعمر» در کتاب خود «جنبش‌های اسلامی در فلسطین» می‌نویسد:

«هیچ چیز به اندازۀ انقلاب امام خمینی (ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن‌ها را برانگیزد و امید را در دل‌هایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی ما به خود آمدیم و دریافتیم که امریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام می‌توانیم معجزه کنیم و از این رو ملت مجاهدمان در فلسطین، انقلاب اسلامی و جمهوی اسلامی را به دیده تقدیر می‌نگرند و امام خمینی (ره) را از رهبران جاوید تاریخ اسلام می‌دانند». (3)

یکی از مهم‌ترین علل نگاه منفی دولت‌ها به انقلاب اسلامی، مسئله صدور انقلاب به کشورهای دیگر است که بنیان‌گذار آن، امام خمینی (ره)، آن را مطرح کرد. در زمینۀ صدور انقلاب اسلامی ایران، نظریات مختلفی مطرح است که مهم‌ترین آن عبارت است از: (4)
1. انقلاب اسلامی به اعتبار مکتب خود که اسلام است و رسالت جهانی است به دنبال گسترش افکار و اندیشه‌هایش حتی به قیمت اعمال زور و به کار بردن اسلحه است.
کسانی که این نظریه را القا می‌کنند عموماً یهودیان افراطی‌اند که از گذشتۀ دور نیز با تبلیغات گسترده در غرب، اسلام را دین شمشیر معرفی کرده‌اند و معتقدند اسلام با ضرب شمشیر گسترش یافته است. بنابراین انقلاب اسلامی هم درصدد اعمال زور و تجاوز برای برقراری حاکمیت اسلام و ارزش‌های اسلامی است. این امر خود، اسباب نگرانی دولت‌های حاکم بر کشورهای اسلامی را فراهم می‌کرد؛ به گونه‌ای که می‌توان گفت کمک کشورهای عربی به عراق در آغاز جنگ تحمیلی به طور عمده ناشی از این نظریه بود.
2. به رغم مطرح شدن ایدئولوژی اسلامی در انقلاب، زمام‌داران ایران هم‌چنان دنبال سلطه و برتری ایران و در رؤیای بازگشت به امپراتوری عهد باستان‌اند.
3. انقلاب اسلامی با پیروزی خود بر یکی از خشن‌ترین و قدرت‌مندترین دیکتاتورها، راه آزادی از قید استبداد و امپریالیسم را بر ملت‌های محروم و ستم‌دیده گشود و به آن‌ها نشان داد که چگونه می‌توان بر ابرقدرت‌های شیطانی غلبه کرد. هم‌چنین پیام انقلاب اسلامی را به گوش ایشان رساند تا راه و مسیر آزادی را به آنان نشان دهد. این هدف در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز آمده است.

امام خمینی (ره) در مقام تبیین معنا و مفهوم صدور انقلاب اسلامی تصریح می‌کنند:
«ما که می‌گوییم اسلام را می‌خواهیم صادر کنیم معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر؛ یک همچو چیزی نه ما گفتیم و نه ما می‌توانیم؛ اما آن‌که ما می‌توانیم این است که می‌توانیم به وسیلۀ دستگاه‌هایی که داریم به وسیلۀ همین صدا و سیما، به وسیلۀ مطبوعات، به وسیلۀ گروه‌هایی که به خارج می‌روند اسلام را آن طوری که هست معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست معرفی بشود مورد قبول همه خواهد شد». (5)

کلام ایشان در این‌باره روشن‌گر هدف عالی انقلاب اسلامی ایران است؛ اما سوء برداشت‌های غربی و شرقی و غرض‌ورزی‌های آنان باعث شد که دولت‌های معاصر عموماً از پیروزی انقلاب اسلامی استقبال نکنند و با نوعی سرگردانی و حتی شگفتی به این پدیده نگاه کنند؛ پدیده‌ای که برای هیچ کدام از آن‌ها قابل پیش‌بینی و تصور نبود.
از طرف دیگر هر کدام از آن‌ها به نوعی، نگران آثار انقلاب بر جامعۀ خود و آیندۀ ثبات نظام حاکم بر کشورشان بودند. دلیل این نگرش، آن بود که انقلاب اسلامی در زمانی شکل گرفت که نظام جهانی بر پایۀ غرب‌محوری نزدیک به چهار قرن به عنوان یک امر بدیهی و تثبیت شده در جامعۀ جهانی پذیرفته شده بود. هر نوع تحولی که در این نظام در ابعاد گوناگون فکری، فرهنگی، اقتصادی و گفتمان‌های جدید مطرح می‌شد، برآمده از غرب بود و هیچ‌گاه غرب محوری را به چالش نکشیده بود؛ حتی انقلاب‌های بزرگ جهان که در خارج از جهان غرب به وقوع پیوست مانند آنچه در چین (1949م)‌ و یا در کوبا (1959م) رخ داد، تابعی از نظام‌های فکری و قانون‌مندی‌های برخاسته از غرب بوده است؛ در حالی که انقلاب اسلامی به عنوان تحولی جدید توانست نظام جهانی غرب محور را در ابعاد مختلف به چالش بکشاند.

پی‌نوشت‌ها
(1). Michel Foucault
(2). فوکو، میشل، ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر دارند، ص43.
(3). محمدی، منوچهر، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، ص266.
(4). حاذق نیکرو، حمید، حساسیت‌های غرب به گسترۀ نفوذ انقلاب اسلامی، پانزده خرداد،شمارۀ23، صص102 و 103.
(5). خمینی، سیدروح‌الله، صحیفۀ امام، ج18، ص364.

ادامه دارد...

افزودن دیدگاه جدید