ایران‌هراسی در سینمای غرب (بخش دوم)

چکیده: رسانه‌های وابسته به نظام سرمایه‌داری، متناسب با اهداف و ایدئولوژی خاص خود، تصویری از ایران و انقلاب اسلامی بازنمایی می‌کنند که معمولا با نشان دادن فضایی تحریف شده از ایران، مردم این کشور را انسان‌هایی بی‌فرهنگ، دور از اخلاقیات و متجاوز به کشورهای دیگر به تصویر می‌کشند
 ایران هراسی در سینمای غرب

جواد امین­ خندقی 

در راستای مقابله با جریان انقلاب اسلامی، رسانه‌های وابسته به نظام سرمایه‌داری، متناسب با اهداف و ایدئولوژی خاص خود، تصویری از ایران و انقلاب اسلامی بازنمایی می‌کنند که میان آن تصویر بازنمایی‌شده و روایتِ شکل‌گرفته از آن با واقعیت، تفاوتی آشکار وجود دارد. برخی نمونه‌های عملیات روانی علیه ایران و انقلاب اسلامی به این شرح است:

 

1. نادیده گرفتن نقش روحانیون و امام خمینی(ره)؛

2. طرح عناصر فرهنگ غربی (دموکراسی، آزادی) به عنوان مهم‌ترین مطالبات مردم در انقلاب؛

3. سهیم دانستن عوامل خارجی در پیروزی انقلاب؛

4. القای ناتوانی انقلاب اسلامی در تربیت دینی مردم؛

5. نشان دادن اعتراض مردم به نبود دموکراسی در جامعه؛

6. ادعای گسترش فساد و انحطاط اخلاقی جامعه؛

7. طرح مسئلۀ روی‌گردانی جوانان و نسل‌های بعد، از انقلاب؛

8. بازنمایی تصویری اغراق‌آمیز و غلط از دین و دستورهای دینی در ایران؛

9. القای ظلم‌شدن به زنان در جامعۀ ایران؛

10. القای فقر و اوضاع نامساعد اقتصادی در ایران؛

11. تحریف تاریخ و تمدن ایران و ترسیم چهره‌ای خون‌ریز و وحشی از اقوام ایرانی؛

12. ترسیم فضایی قدیمی و عقب‌مانده از ایران؛

13. اثبات حمایت از تروریست‌ها و اقدامات تروریستی.

 

فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای دوران حاضر، در این زمینه نقش جدی ایفا کرده‌اند که به چند نمونه از آن می‌پردازیم. فیلم «سالت» اهمیت ایران را به عنوان یکی از کشورهای تأثیرگذار در معادلات سیاسی جهان، تبیین می‌کند. در داستان فیلم، جاسوسان روسی با هدف نابودی امریکا قصد دارند دو بمب اتمی را که از اتاقی ویژه در کاخ سفید هدایت می‌شود، فعال کنند و به دو شهر مکه و تهران حمله کنند. هدف از این تهاجم، تحریک مسلمانان جهان برای حملۀ نظامی به کشور امریکا و نابودی کامل آن است. این فرضیه به صورتی در فیلم مطرح می‌شود که دو شهر مکه و تهران را مهم‌ترین مراکز برای مسلمانان می‌داند.

به جز این نمونه که مضمون آن اهمیت کشور ایران را می‌رساند، فیلم‌های دیگر را می‌توان در چند گروه تقسیم‌بندی کرد.

گروه نخست، شامل آثاری می‌شود که با نشان دادن فضایی تحریف شده از ایران باستان، مردم این کشور را انسان‌هایی بی‌فرهنگ، وحشی، بدون تمدن، دور از اخلاقیات و متجاوز به کشورهای دیگر به تصویر می‌کشد. هدف این‌گونه آثار، معمولاً سیاه‌نمایی در زمینۀ فرهنگ و مردم ایران و تبیین تهدید‌آمیز بودن ایران برای دیگر کشورها است؛ برای نمونه می‌توان فیلم‌های «سیصد» (6) محصول 2006، «سیصد: ظهور یک امپراتوری» (7) محصول 2014، «شاهزادۀ ایران: ماسه‌های زمان» (8) محصول 2010، «ارباب آرزو» (9) محصول 1997، «اسکندر» (10) محصول 2004 و «عمر خیام» (11) محصول 1957 را نام برد.

 

گروهی دیگر از آثار نیز الگوی یاد شده در گروه پیشین را دنبال می‌کنند و فقط دورۀ زمانی داستان در این گروه مربوط به زمان معاصر است. در فیلم «غیرقابل فکر» (12) محصول 2010، تروریست مسلمانی که در سه شهر امریکا بمب‌های اتمی کار گذاشته است، این تجهیزات را از ایران به دست آورده است. فیلم ادعا می‌کند ایران در زمینۀ بمب‌های هسته‌ای، فعالیت‌هایی داشته و برخی از این تجهیزات را برای عملیات تروریستی استفاده می‌کند.

 

فیلم «دگرگون‌کننده‌ها: تاریکی ماه» (13) محصول 2011، آخرین قسمت از مجموعۀ «دگرگون‌کنندها‌» است. داستان این مجموعه درباره موجودات بیگانه‌ای است که با انسان‌ها برای تداوم نسل بشر همکاری می‌کنند و علاوه بر مقابله با موجودات بیگانۀ شرور، تهدیدهای دیگر علیه نسل بشر را هم از بین می‌برند. در ابتدای این فیلم، یکی از این موجودات با گفتار روی تصویر، برخی از خدماتشان را برای انسان‌ها برمی‌شمارد. یکی از این تهدید‌ها، نابودی یک مرکز اتمی غیرقانونی در خاورمیانه است. یکی از افراد گروه موجودات بیگانه که به شکل اتومبیل رفت و آمد می‌کنند، پرچم وارونۀ ایران را به همراه دارد و به عنوان اتومبیل یکی از وزرای ایران، وارد این مرکز می‌شود. پس از اندکی مشخص می‌شود این مرکز غیرقانونی اتمی در ایران است و نگهبانان فارسی صحبت می‌کنند و موجودات بیگانه، تهدید اتمی ایران را با نابودی این مرکز، خنثی می‌کنند. علاوه بر تهدید شمردن ایران و ادعای وجود جنگ‌افزارهای اتمی در ایران، نکته‌ای دیگر نیز قابل تأمل است که چرا پرچم ایران وارونه نصب شده است. برخی از گمانه‌زنی‌ها در این‌باره، این امر را توهین به ایران تفسیر کرده‌اند؛ اما با دقت در دیگر نشانه‌های این مرکز، مانند نوشته‌های عربی و شمایل غیر ایرانی فضا و نگهبانان، می‌توان این امر را ضعف سازندگان دانست که در کنار ضعف‌های ساختاری دیگر این مجموعه، امری طبیعی است.

اثر دیگر در این زمینه،‌ فیلم «قعر اقیانوس» (14) محصول 1989 است. داستان، موجوداتی بیگانه را به تصویر می‌کشد که حیاتی آبی دارند و در قعر اقیانوس‌ها و آب‌ها زندگی می‌کنند. این موجودات الهه‌های آب به شمار می‌روند و تمام آب‌ها در اختیار آن‌ها است و به دلیل فساد‌ها و جنگ‌های فراوان انسان، قصد دارند با ایجاد سونامی‌های عظیمی تمام نسل بشر را نابود سازند. قهرمان امریکایی برای مذاکره با آن‌ها به قعر اقیانوس می‌رود و دلیل این امر را می‌پرسد. این موجودات در جواب او تصاویری از جنگ‌ها و حوادث سیاسی را نشان می‌دهند. در میان تصاویر مربوط به شرارت‌های انسان، تصویری از یک بسیجی در زمان جنگ ایران و عراق دیده می‌شود که سربند «لبیک یا خمینی» بسته است. هم‌چنین تصاویری از دوران انقلاب و چیزی شبیه به تسخیر سفارت امریکا به دست دانشجویان هم دیده می‌شود.

در فیلم «کشتی‌گیر» (15) محصول 2008 بخشی از زندگی یک مشت‌زن را می‌بینیم که در مسابقات غیرقانونی نیز حضور می‌یابد. اصلی‌ترین مبارزۀ او در فیلم، مقابل شخصی ایرانی است که لباسی به رنگ پرچم ایران پوشیده و نامش «آیت‌الله» است. زمانی که مشت‌زن ایرانی غالب می‌شود، قصد دارد با پرچم ایران قهرمان امریکایی را خفه کند؛ ولی در نهایت، مشت‌زن امریکایی در حالی که جمعیت فریاد «امریکا، امریکا» می‌زنند، او را شکست می‌دهد و پرچم ایران را می‌شکند.

آخرین نمونه برای این گروه، فیلم «بازی مرگ» (16) محصول 2010 است. شخصیت اصلی در این فیلم، مأمور یکی از سازمان‌های امنیتی امریکایی است. در صحبت‌های رئیس او هنگامی که مأموریت جدیدش ابلاغ می‌شود، صحبت از عملیات تروریستی از جانب کشور ایران می‌شود و به دلیل دخالت شخصیت اصلی در این جریان و کشتن افرادی مرتبط با این موضوع، از او تقدیر می‌شود.

گروه آخر از آثار مرتبط با این موضوع، فیلم‌هایی هستند که داستان خود را در ایران روایت می‌کنند و معمولاً فیلم‌برداری یا برخی دیگر از مراحل تولید، خارج از ایران انجام گرفته است. در این آثار، ایران، کشوری به دور از فرهنگ اجتماعی است و حقوق انسان‌ها در نازل‌ترین درجۀ خود قرار دارد. فیلم‌های این دسته، آن‌قدر از جهت ساختاری ضعیف‌اند که ارزش بحث گسترده ندارند و تصویر خیالی آن‌ها از ایران برای هیچ فردی که تا به حال ایران آمده، قابل باور نیست؛ برای نمونه می‌توان به فیلم‌های «نه بدون دخترم» (17) محصول 1991، «تهران من حراج» (18) محصول 2009، «سنگسار ثریا» (19) محصول 2008، «فصل کرگدن» (20) محصول 2012 و «شرایط» (21) محصول 2011 اشاره کرد.

پی‌نوشت‌ها

(6). 300

(7). 300: Rise of an Empire

(8). Prince of Persia: The Sands of Time

(9). Wishmaster

(10). Alexander

(11). Omar Khayyam

(12). Unthinkable

(13). Transformers: Dark of the Moon

(14). The Abyss

(15). The Wrestler

(16). Game of Death

(17). Not Without My Daughter

(18). My Tehran for Sale

(19). The Stoning of Soraya M.

(20). Rhino Season

(21). Circumstance

افزودن دیدگاه جدید